مهدی بیا
بیا که لحظه لحظه های انتظار تمام وجود خسته ی مرا به نیستی کشانده است
پیوندها
دفتر مقام معظم رهبري
سلطان عشق حسین یا ضامن آهو بوی پیراهن یوسف من و خدا وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شیخ شهید شکوفه های عصمت محفل محبین الشهدا پایگاه کربلایی110:علی اکبر محمد زاده مجنون حسین بن علی دختران با حجاب انتظار سبز به رنگ خدا منتظران گل نرگس نسیم انتظار گل نرگس با هم ولي بي تو حريم ياس دست از طلب ندارم تا كام من برآيد انتظار منتظر منجي تا زنده ايم رزمنده ايم شقايق منتظر تقديم به گل زهرا نسيم آرزو رواق مهر نسيم رحمت مجنون ولايت رايحه ي ظهور فداي گل نرگس صاحب الامر امام زمان (عج) اللهم عجل لوليك الفرج كليد بهشت ياس هاي منتظر شايد اين جمعه بيايد شايد عاشق خدا شدن / عشق و خدا بي نشان پيروان دين به سوي خدا برويم سير عرفان عيني در شناخت ولايت امام عصر سپهر سهيل و خدا در اين نزديكي است سرباز مهدي رد پاي ياس آخر عشقا مهدي صاحب الزمان (عج) مذهبي و مداحي آيا از مهدي موعود چيزي مي دانيد؟ آيت الله شيخ جواد مروي دو قدم مانده به صبح مستاجر خدا هفت آسمون شهاب ثاقب ميراث محمد صلي علي الله ياس كبود انتظار تو و دلتنگي من هيئت محبين الرضا(عليه السلام) زندگي ائمه(ع) مهدويت مهد قرآن مياندوآب يا مهدي (عج) اعوذ باالله من نفسي عاشق اهل بيت معرفت خونه ي آقام كجاست؟ محب مهدي منتظر ظهور شيعه بر حق است وضعيتم در ياهو |
چند دعاي زيبا
چند دعاي زيبا: از خداوند خواستم عادتهاي زشت مرا تركم بدهد.خدا فرمود:خودت بايد آنها را رها كني. - از خداوند درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد.فرمود:لازم نيست،روحش سالم است.جسم هم كه موقت است. - از خداوند خواستم به من صبر عطا كند.فرمود:صبر حاصل سختي و رنج است.عطا كردني نيست آموختني است. - از خداوند خواستم مرا خوشبخت كند.فرمود:نعمت از من خوشبخت شدن از تو. - از خداوند خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند،فرمود:رنج از دلبستگي هاي دنيايي جدا و به من نزديكترت مي كند. - از خداوند خواستم روحم را رشد دهد،فرمود:تو خودت بايد رشد كني.من فقط شاخ و برگ اضافيت را هرس مي كنم تا بارور شوي. - از خداوند خواستم كاري كد كه از زندگي لذت كامل ببرم،فرمود :براي اين كار من به تو زندگي داده ام. - از خداوند خواستم مرا نيرو دهدو خداوند مشكلاتي سر راهم قرار داد تا قوي شوم. - از خداوند خواستم تا دانش و داناييم را زياد كند و خداوند مسائلي براي حل كردن به من داد. - از خداوند خواستم كه مترقي و سعادتمندم كند و خداوند به من قدرت تفكر و زور بازو داد تا كار كنم. - از خداوند خواستم كه شهامتم را زياد كند و خداوند موانعي بر سر راهم قرار داد تا آنها را با تفكر صحيح از ميان بردارم. - از خداوند خواستم به من انگيزه بدهد و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند.و پس از آن دانستم كه خودم از همه نيازمندترم.
+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 1:59 توسط منتظر مهدی
|
با همه لحن خوش آواييم
حلول ماه مبارك رمضان بر همگان مبارك
با همه لحن خوش آواييمدر به در كوچه ي تنهاييماي دو سه تا كوچه ز ما دورترنغمه ي تو از همه پرشورتركاش كه اين فاصله را كم كنيمحنت اين قافله را كم كنيكاش كه همسايه ي ما مي شديمايه ي آسايه ي ما مي شديهر كه به ديدار تو نائل شوديك شبه حلال مسائل شوددوش مرا حال خوشي دست دادسينه ي ما را عطشي دست دادنام تو بردم لبم آتش گرفتشعله به دامان سياوش گرفتنام تو آرامه ي جان من استنامه ي تو خط امان من استاي نگهت خواستگه آفتاببر من ظلمت زده يك شب بتابپرده برانداز زچشم ترمتا بتوانم به رخت بنگرماي نفست يار و مددكار ماكي و كجا وعده ي ديدار مادل مستمندم اي جان به لبت نياز داردبه هواي ديدن تو هوس حجاز داردبه مكه آمدم اي عشق تا تو را بينمتويي كه نقطه ي عطفي به اوج آيينمكدام گوشه ي مشعر كدام كنج منابه شوق وصل تو در انتظار بنشينمروا مباد كه بر بنده ات نظر نكنيروا مباد كه ارباب جز تو بگزينمچو رو كني به رهت درد و رنج نشناسمز لطف روي تو دست از ترنج نشناسمآقاسي
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:29 توسط منتظر مهدی
|
در حوالي بساط شيطان
در حوالي بساط شيطان ديروز شيطان را ديدم.در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي فروخت. جوابش را ندادم؛ آن وقت سرش را نزديك تر آورد و گفت:البته تو با اينها فرق مي كني.تو زيركي و مومن. زيركي ايمان آدم را نجات مي دهد، اينها ساده اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي خورند. از شيطان بدم آمد؛ حرف هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند. و او هي گفت و گفت و گفت. ساعت ها كنار بساطش نشستم. تا اينكه چشمم به جعبه ي عبادت افتاد كه لابلاي چيزها ديگر بود.دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.با خودم گفتم:بگذار يك بار هم كه شده كسي چيزي از شيطان بدزدد؛ بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در جعبه ي كوچك عبادت را باز كردم توي آن اما چيزي جز غرور نبود. جعبه ي عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت.فريب خورده بودم؛دستم را روي قلبم گذاشتم؛ نبود. فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته ام. تمام راه را دويدم؛ تمام راه را لعنتش كردم؛ تمام راه خدا خدا كردم مي خواستم يقه ي نامردش را بگيرم؛عبادت دروغي اش را توي رش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم. شيطان اما نبود.آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم؛ از ته دل.اشك هايم كه تمام شد؛بلند شدم تا بي دلي ام را باخود ببرم؛ كه صدايي شنيدم...صداي قلبم را. پس همانجا بي اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه ي قلبي كه پيدا شده بود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 3:8 توسط منتظر مهدی
|
ولادت عشق
مولاي من تولدت مبارك ![]() پس كي از زلال خوشگوار حضور تو مي توان نوشيد؟ چه طولاني شد اين عطش ! چه طاقت سوز است اين تشنگي ! كي ميشود عطر ظهور تو در شامه وجود بپيچد؟ كي مي شور صداي گامهاي آمدنت در گوش هستي طنين بياندازد؟ كي مي شود آن روز كه ما تو را در ميان خويش بگيريم و تو به عينه امامت كني ، زمين را از عدل و داد پر گرداني ، دشمنانت به خاك سياه بنشاني و ما بگوييم: «الحمد الله رب العالمين»
پدر و مادرم به فدايت و جانم سپر بلايت! كاش مي دانستم كه جاي تو كجاست؟كاش مي دانستم كدامين زمين!كدامين خاك! جاي پاي توست.تو كجايي عزيز دل!؟چه سخت است كه همه را ببينم جز تو. چه دشوار است بر من كه هيچ ترنمي،صدايي و هيچ نجوايي از تو نشنوم.چه شكننده است براي من كه غمي تو را -و نه من را- بيازارد،اندوهي تو را –و نه من را-احاطه كند و صداي من، هيچ به تو نرسد و فرياد و شكواي من به گوش تو آشنا نگردد. ![]()
جوشد از چشمه ي كوثر به جهان آب حيات بارد از ابر كران يكسره نور حسنات بر ماه پرفيض رجب طي شد و شعبان آمد بر گل تازه ي گلزار محمد(ص) صلوات
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 2:40 توسط منتظر مهدی
|
نجوا
نجوا گفتم:چقدر احساس تنهايي مي كنم. گفتي:من نزديكم.(بقره/186) گفتم:تو هميشه نزديكي؛من دورم...كاش مي شد به تو نزديك شوم. گفتي:هر صبح و عصر پروردگارت را پيش خودت،با خوف و تضرع ،و با صداي آهسته ياد كن.(اعراف/205) گفتم:اين هم توفيق مي خواهد. گفتي:دوست نداريد خدا شما را ببخشد؟!(نور/22) گفتم:معلومه كه دوست دارم منو ببخشي. گفتي:پس از خدا بخواهيد شما را ببخشد و بعد توبه كنيد.(هود/90) گفتم:با اين همه گناه...خدا چي كار مي تونم بكنم؟ گفتي:مگر نمي دانيد خداست كه توبه را از بنده هايش قبول مي كند؟!(توبه/104) گفتم:ديگر روي توبه ندارم. گفتي: (ولي) خدا عزيز و داناست،او آمرزنده ي گناه است و پذيرنده ي توبه(غافر/3-2) گفتم:با اين همه گناه براي كام گناهم توبه كنم؟ گفتي:خدا همه ي گناه ها را مي بخشد.(زمر/53) گفتم:يعني باز هم بيايم؟باز هم منو مي بخشي؟ گفتي:به جز خدا كيست كه گناهان را ببخشد.(آل عمران/125) گفتم:نمي دانم چرا هميشه در مقابل كلامت كم مياورم! آتشم مي زند؛ذوبم مي كند، عاشق مي شوم!...توبه مي كنم. گفتي:خدا هم توبه كننده ها و هم آنهايي كه پاك هستند را دوست مي دارد.(بقره/222) گفتم:اللهي و ربي من لي غيرك. گفتي:خدا براي بنده اش كافي نيست؟؟(زمر/36) گفتم:در برابر اين همه مهرباني ات چه كاري مي توانم بكنم؟ گفتي: اي مومنين !خدا را زياد ياد كنيد و صبح و شب تسبيحش كنيد.او كسي است كه خودش و فرشته هايش بر شما درود و رحمت مي فرستند تا شما را از تاريكي ها به سوي روشنايي بيرون بياورند.خدا نسبت به مومنين مهربان است.(احزاب/43-41) با خودم گفتم:خالق هستي...با فرشته هايش...بر ما درود بفرستد تا ما ؟؟آدم شويم؟!! خدايا شكرت؛شكرت؛شكرت. منبع:دفتر شكرانه
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 16:53 توسط منتظر مهدی
|
ولادت امام حسين و حضرت ابو الفضل
چون روز شب سوم شعبان گرديد خورشيد دميد و ماه تابان گرديد شد از پي هم عيد ابوالفضل و حسين تا نور علي نور نمايان گردد ولادت با سعادت امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل را به ساحت مقدس امام زمان (عج) و به تمام مسلمانان تبريك مي گويم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 12:37 توسط منتظر مهدی
|
نشانه هاي ظهور2
ادامه ي بحث نشانه هاي ظهور 5-قيام سيد حسني بنابر روايت ائمه(ع)سيد حسني مردي از بزرگواران شيعيان است كه در ايران و از ناحيه ي ديلم و قزوين قيام مي كند.وي مردي خداجو و بزرگوار است كه ادعاي امامت نمي كند و فقط مردم را به اسلام و روش ائمه معصومين دعوت مي نمايد وكارش بالا مي گيرد و پيروان بسياري پيدا مي كند و از محل خود تا كوفه را از ظلم و جور و فسق پاك مي سازد،و مطاع و رئيس است و مانند سلطاني عادل حكومت مي كند و هنگامي كه با سپاهيان و ياران خود در كوفه است،سيد حسني با لشكريان خود با امام (ع) ملاقات مي كند. امام صادق (ع) فرموده اند كه سيد حسني امام را مي شناسد اما براي آنكه به ياران و پيروان خود امامت و فضايل امام را ثابت كند،آشنايي خود را آشكار نمي سازد و از امام مي خواهد دلايل امامت و مواريثي كه از پيامبران نزد اوست توضيح دهد،و امام (عج) آنچه او خواسته ارايه مي فرمايد و معجزاتي آشكار مي نمايد و سيد حسني با امام بيعت مي كند و پيروان او نيز با امام بيعت مي كنند،به جز گروه حدود چهارهزار نفر كه نمي پذيرند و به امام نسبت سحر و جادوگري مي دهند.و امام پس از سه روز موعظه و نصيحت آنان،چون نمي پذيرند و ايمان نمي آورند،دستور قتل آنها را صادر مي فرمايند و همه ي آنان به فرمان امام زمان (عج) كشته مي شوند. 6-ظاهر شدن كف دست و آن كف دستي است كه در آسمان طلوع مي نمايد و در روايت ديگر صورت و سينه و كف دستي در نزد چشمه ي خورشيد ظاهر مي شود. 7-گرفتن خورشيد و ماه خورشيد در نيمه ي ماه رمضان و ماه در آخر آن مي گيرد. 8-نشانه هايي در ماه رجب پديدار مي شود چون ظهور آن حضرت نزديك مي شود در ماه رجب سه ندا از آسمان به گوش مردم مي رسد به طوري كه همه مي شنوند،نداي اول:«الا لعنه الله علي الظالمين» نداي دوم:«ازفت الازفه» و صداي سوم:آنكه بدني در پيش روي آفتاب ظاهر مي گردد و ندايي مي رسد كه مي گويد:اميرالمومنين به دنيا برگشته براي نابودي ستمكاران. نكته:در پاره روايات فرموده اند حتي نشانه هاي قطعي هم ممكن است تغير يابد وآنچه تغييرپذير نيست چيزهايي است كه خداي متعال وعده فرموده و خداوند خلاف آن عمل نمي كند:«إن الله لايخلف الميعادِِِِِ» بديهي است رواياتي كه نشانه هاي قطعي را نيز را قابل تغيير مي داند،حالت انتظار را در جامعه ي شيعه قوي تر مي سازد تا هميشه منتظر باشند و خود را آماده سازند،زيرا ممكن است نشانه ها واقع نشده باشد و درعين حال آنحضرت ظهور نمايد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:31 توسط منتظر مهدی
|
نشانه هاي ظهور: نشانه ها بر دو قسم است:نشانه هاي قطعي و غير قطعي،كه به طور فشرده از اين قرار است: 1-خروج دجّال او كسي است كه ادعاي خدايي مي نمايد و با وجود نحس او خونريزي و فتنه در عالم اتفاق خواهد افتاد.چشم راست او ماليده است و چشم چپ او در ميان پيشاني اش قرار گرفته و همانند ستاره مي درخشد و لكه ي خوني در چشم اوست و در سحر و جادوگري بسيار ماهر است و شياطين و ديگر سركشان مانند ظالمان و منافقان و ساحران و پيشگويان و كافران و زنازادگان اطراف او را گرفته و با انواع سازها و آوازها قلب پيروان خويش را مشغول مي نمايند و در روايت است كه خداوند متعال آنان را در شام ،در عقبه اي كه معروف به عقبه ي افيق است،در سه ساعت از روز جمعه به دست كسي كه حضرت عيسي در پي او نماز مي خواند خواهد كشت و پس از آن قيامت كبري برپا خواهد شد. در روايت ابو امامه آمده است كه حضرت رسول فرمودند:هر مومني كه دجال را ببيند آب دهان خود را بر روي او بياندازد و سوره ي مباركه ي حمد را بخواند تا سحر آن ملعون در او اثر نكند. 2-صيحه و نداي آسماني يكي ديگر از نشانه هاي مشهور،نداي آسماني است و آن،چنان است كه بعد از ظهور امام غايب در مكه،بانگي بسيار مهيب و رسا از آسمان شنيده مي شود كه امام را با اسم و نسب معرفي مي كند و اين ندا از آيات الهي است؛در اين ندا به مردم توصيه مي شود كه با امام بيعت كنيد تا هدايت يابيد و با حكم او مخالفت ننماييد كه گمراه مي شويد. و نداي ديگري قبل از ظهور به گوش مي رسد كه براي تثبيت حقانيّت حضرت اميرالمومنين علي(ع)و شيعيان او خواهد بود. 3-خروج سفياني از نشانهايي كه پيشوايان معصوم ما بر آن بسيار و صريح و روشن بيان فرموده اند،خروج سفياني است.سفياني طبق پاره اي از روايات مردي اموي و از نسل يزيد بن معاويه بن ابي سفيان و از پليدترين مردم است،نامش عثمان بن عنبسه است و با خاندان نبوت و امامت و شيعيان دشمني ويژه اي دارد،سرخ چهره و كبودچشم و آبله رو و بدمنظر و ستمگر و خيانتكار است،در شام قيام مي كند و به سرعت 5 شهر را تصرف كرده و با سپاهي بزرگ به سوي كوفه در عراق مي آيد و در شهرهاي عراق و به ويژه نجف و كوفه جنايت هاي بزرگي مرتكب مي شود و سپاهي ديگر به سوي مدينه در عربستان مي فرستد،سپاه سفياني در مدينه به قتل و غارت مي پردازند و از آنجا به سوي مكه مي رود و در بياباني ميان مدينه و مكه به فرمان خداي متعال به زمين فرو مي رود؛آنگاه امام قائم كه پس از جرياناتي از مكه به مدينه و از مدينه به سوي عراق و كوفه مي آيد،سفياني از عراق به شام و دمشق فرار مي كند و امام سپاهي را به تعقيب او مي فرستد كه سرانجام او را در بيت المقدس نابود كرده و سرش را جدا مي سازند. 4-قتل نفس زكيه در بين ركن و مقام. و ... كه در پست بعدي مي نويسم. منبع اين مطالب از كتاب چهره هاي درخشان چهارده معصوم از سيد عبدالله حسيني دشتي است.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 16:37 توسط منتظر مهدی
|
دعا كنيد.
هو البصير با عرض سلام به تمام دوستان عزيزم. من قراره فردا برم مسابقه ي قرآن.به خاطر همين تا چند روز نيستم. از همه ي شما التماس دعا دارم.همين الان دعا كنيد. چون اگه بگذاريد براي بعد حتما يادتون ميره .مخصوصا كساني كه قراره برن اعتكاف دعا كنند.تورو خدا منو يادتون نره.دعا كنيد اين انتظار جانسوز براي آمدن موعود هرچه زودتر به پايان برسه. به اميد ظهور هرچه زودترش
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 14:38 توسط منتظر مهدی
|
|
درباره وبلاگ ![]() این وبلاگ هدیه ای است به ساحت مقدس امام زمان(ع) باشد که مولا هرچه زودتر ظهور کنند |